تبليغاتX
پروانگی

پروانگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/23ساعت 19:45  توسط پروانگی  | 

پاسخ به شبهات

پاسخ به شبهات درباره زنان مسلمان

بزودی...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/07/11ساعت 17:59  توسط پروانگی  | 

نحوه برخورد امام صادق (ع) با جریانهای فکری و خلافت

امام صادق (ع) نسبت به خلافت در آن زمان بسیار بی اعتنا بودند و سعی در نشان دادن بی اعتنایی خود داشتند، بطوری که نامه ای که از جانب ابوسلمه برای درخواست انتقال خلافت از عباسیان به ایشان رسیده بود را بدون اینکه بخوانند سوزاندند.

در زمان امام صادق (ع) جریان های فکری بسیاری بوجود آمد . با وجود اینکه از زمان شهادت اما حسین (ع) تا زمان امام صادق (ع) کمتر از صد سال میگذشت اما اوضاع بشدت دگرگون شد.

در زمان امام حسین (ع) معاویه یک دیکتاتور بسیار سختگیر بود که در زمان خلافتش مردم اصلا جرأت بیان احادیث و مراوده های مذهبی نداشتند، در منبرها و حتی در حضور اما حسن و امام حسین (ع) حضرت امیر سب و لعن میشدند، خلاصه یک خفقان فکری شدیدی وجود داشت و چون مسأله خلافت بسیار مهم بود لذا همه چیز در خلافت خلاصه میشد.

کم کم با متزلزل شدن حکومت امویان و تغییر به حکومت عباسی، اوضاع دگرگون شد، در زمان امام صادق(ع) جرییانهای فکری بسیاری ایجاد شد، مردم به بیان عقاید و آرای فکری خود آزادانه می پرداختند چنانچه تا قبل از آن اصلا این مسائل به چشم نمیخورد. علوم الهی و علوم اسلامی بشدت رشد یافت و مردم برای فراگیری و مباحثه بسیار پرشور بودند، ایرانیان، مصریان، هندیان و ... از بلاد دیگر میامدند و علاقه زیادی به فراگیری علوم نشان میدادند و سعی در دانستن بیشتر علوم اسلامی داشتند. با بیان عقاید و افکار خود و مباحثه هاشان چنان تفاوت و بدنبالش رشد فکری ایجاد شد که اگر بنی العباس هم می خواستند نمی توانستند جلوی آنها را بگیرند.

از طرفی در زمان امام صادق (ع) قراء بسیاری وجود داشت که هر کدام قرآن را به سبک و روش خویش قرائت می کرد و برای خود شاگردانی جمع می کرد و سعی در آموختن قران به سیاق خود بود.

تفاسیر و ترجمه ها و فهم از قران متفاوت شد.

از طرفی گروهی بنام زنادقه وارد شدند که از اسلام را از اصل و اساس منکر بودند و آزادانه شبهه پراکنی می کردند، صوفیه در آن زمان اعتقادات خشک مقدسی خود را به اسلام نسبت می دادند و احادیث بسیاری در آن زمان جعل شد.

     امام صادق (ع) با تمام جریان های فکری روزگار مقابله می فرمودند و تمام سعی و تلاش خویش را برای درست نشاندادن قرآن و اسلام و مسائل فقهی بکار بردند، با آن جریانها مباحثه می کردند، فریاد می کشیدند، احادیث درست را از جدشان نقل می فرمودند و البته در باب مسائل فقهی هم که نیرومندترین مکتب را داشتند بگونه ای که اهل تسنن هم آنرا انکار نمی کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/07/06ساعت 10:11  توسط پروانگی  | 

منابع مبحث زن در اسلام

- زن در قرآن/ علامه طباطبایی

- نظام حقوق زن در اسلام/شهید مطهری

- جستاری در هستی شناسی زن/جمشیدی و ...

- بولتن فمینیسم

- درآمدی بر شخصیت و حقوق زن در اسلام/زیبایی نژاد

- زنان و حقوق برابر/علاسوند

- سراج/حسینی

- و...


+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/06/27ساعت 19:43  توسط پروانگی  | 

مبانی فکری اسلام

1- انسان خلیفه خداست:

انسان خلیفه ی خداوند در روی زمین، شرافت انسان در ارتباط با شرافت خداوند است و با این مبنا انسان نه با طبیعت و نه با خدا ارتباطش قطع نخواهد شد.

در مبانی فکری غرب به طبیعت نگاه ابزاری می گردد و هر چیزی باید در مقابل امیال انسان سرکوب شوند اما در مبانی فکری اسلام نگاه به طبیعت نگاه تعامل آمیز است و ارتباط انسان با انسان و یا حتی ارتباطش با  طبیعت بر مبنای احترام و ارزش گذاردن است. در کشورهای غربی شاهد تلاش برای  (تربیت شهروند خوب) هستیم تا به شهروندان آموزش داده شود که به حقوق دیگران احترام گذارده مانع از آسیب رساندن به آنها شوند هرچند رفتارهای آنها در برخی موارد کاملا متناقض و یا متضاد اینگونه آموزش هاست. اما در اسلام ( تربیت انسان خوب) مد نظر است، انسانی که در همه ی ابعاد انسانی خوب رفتار کند و از بدی در هر زمینه ای بپرهیزد و نه فقط در مقابل دیگران که این شامل خود فرد هم میشود.

2- هستی هدفمند است:

در دین اسلام این اعتقاد وجود دارد که هر چیزی که در دنیا آفریده شده است هدفمند است و اگر هم تفاوتی مشاهده کنیم به عنوان نقص محسوب نمیشود بلکه نقطه ای برای کمال  و رسیدن به هدف است. اما در غرب همه باید مثل هم باشند و هیچ تفاوتی نباید میان انسانها و طبیعت وجود داشته باشد و آنها از تفاوتها بعنوان نقص یاد می کنند (درست بر خلاف اسلام).

3- میان تکوین و تشریع تناسب است:

تناسب میان تکوین و تشریع یعنی ابتدا خدای تعالی ابزار لازم را در وجود انسانها نهاده بعد قوانین مربوط به آنها را تشریع نموده است، بعنوان مثال خداوند ابتدا ابزار لازم برای مادری کردن و همسری نمودن را در وجود زن نهاده است بعد قوانین و مقررات مربوط به آن را از طریق شارع مقدس ابلاغ فرموده است که تنها راه سعادت بشری اعم از زن و مرد عمل به دستورات خداوندی است چرا که خالق جهان تمامی قوانین را متناسب با موجودات تشریع فرموده. اما در مبانی فکری غرب تمامی قوانین بر مبنای (عرف) است که عرف هم نشأت گرفته از تفکرات افراد میباشد، لذا درک خیلی از مباحث و قوانین تشریعی دین اسلام برایشان نامفهوم می نماید مانند اینکه چرا باید زن حجاب داشته ابشد؟ چرا باید دیه زن نصف مرد باشد و ... به همین دلیل یا زن را ناقص می انگارند و یا دست به وضع قوانین تساوی حقوق زن و مرد آنهم از نوع غربی می زنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/06/27ساعت 19:3  توسط پروانگی  |